سبقت در اسلام، ایمان و هجرت

سبقت در اسلام ایمان و هجرت

----------------------------------------------
[1] 10) این عبارت مى‏رساند که على (ع) در سنین بسیار کوچکى به خانه پیامبر منتقل گردیده،که حتى نیاز به جویدن غذا داشته است!و در حکم نوزاد بسر مى‏برد (و انا ولید) دقت فرمائید

 

 

[2] 11) شرح ابن ابى الحدید ج 13 ص 200،جامع الصغیر سیوطى ج 2 ص 209 ش 5836

 

 

[3] 12) و کان له لحاف،لیس له لحاف غیره،و معه عائشة و کان رسول الله ینام بینى و بین عائشة لیس علینا ثلاثتنا لحاف غیره فاذا قام الى صلوة اللیل یحط بیده اللحاف من وسطه بینى و بین عائشة... فاخذتنى الحمى لیلة فاسهرتنى فسهر رسول الله لسهرى... (بحر الانوار ج 40 ص 2،سفینة البحار ج 2 ص 231)

 

 

صفحه37

سبقت در اسلام ایمان و هجرت

گفتیم شش ساله بود که به خانه پیامبر آمد و تحت کفالتش قرار گرفت.همه گاه همراه و همدم پیامبر بود از راه و روش او،از سخنان و برنامه زندگى او بهره بسیار گرفت و نظم و انضباط زندگى را از او آموخت.

او چنان با پیامبر مانوس شد که مى‏شد او را واجد همان روح و روان پیامبر دانست و الحق ارواح متجانس یکدیگر را جذب مى‏کنند و ارواح متخالف به دفع هم مى‏پردازند.على کوچک و خردسال است ولى روحى عظیم از سنخ روح نبوت در اوست.پیامبر خود در سخنى فرموده بود من و على از نورى واحد آفریده شده‏ایم.بدین سان هم خوئى و انس آن دو با یکدیگر امرى طبیعى بود.

ایمان او در کودکى

رسول خدا صلى الله علیه و آله چهل ساله بود که به نبوت مبعوث شد و على در آن هنگام 10 سال بیشتر نداشت.رسول خدا صلى الله علیه و آله نبوتش را اظهار کرد.خدیجه همسر او بر اساس آشنائى با سوابقش دعوت او را پذیرا شد و على به عنوان دومین مؤمن به‏پیامبر و نخستین او از گروه مردان این دعوت را پذیرا شد.

بدین سان او با فطرت توحید به دنیا آمد و هرگز به سوى بت روى نیاورد و هیچگاه به بتى سجده نکرد. در ایمان هم بر دیگران پیشى گرفت و تولد عقلانى خود را با اسلام آغاز نمود.خود در سخنى به همین نکته اشاره کرده و مى‏فرماید:فانى ولدت على الفطرة و سبقت الى الایمان و الهجرة .من بر فطرت توحید به دنیا آمدم و در ایمان و هجرت بر دیگران سبقت جستم‏و هم از کودکى خود یاد کرده و مى‏فرماید:

-و لم یجمع بیت واحد فى الاسلام غیر رسول الله صلى الله علیه و آله-و خدیجة و انا ثالثهما ارى نور الوحى و الرسالة و اشم ریح النبوة .2-در آن روزگار اسلام در خانه‏اى نیامده بود جز در خانه رسول الله صلى الله علیه و آله و خدیجه که من نفر سوم آنها بودم.نور وحى و رسالت را مى‏دیدم و بوى نبوت و پیامبرى را مى‏بوئیدم.

اسلام او در کودکى مورد تایید اکثر مورخان از اهل سنت است.ابن هشام در سیره خود مى‏نویسد او در 10 سالگى با بصیرت کاملى به پیامبر ایمان آورد و گوى سبقت را از دیگران ربود ابن صباغ هم از زمان على پذیرش اسلام را در کودکى تایید مى‏کند سبقتکم فى الاسلام طفلا صغیرا ما بلغت اوان حلمى البته برخى از اهل سنت در این زمینه نظر دیگرى دارند على اول من آمن در اینکه نخستین فرد از مردان که به اسلام ایمان آورده‏اند کیست؟توده مردم از اهل سنت‏سخنانى دارند که مورد

----------------------------------------------
[1] 1-نهج البلاغه

 

 

[2] 2-خطبه 234

 

 

[3] 3-ص 245 سیره ابن هشام ج 1

 

 

[4] 4-ص 16 فصول المهمه

 

 

[5] 5-محمد طبرى شافعى اسلام او را در 16-15 سالگى دانسته-ص 58 ذخائر العقبى

 

 

صفحه38

تایید علماى آنها و گروه شیعیان نیست.همه علماى شیعه و اکثر علماى اهل سنت‏بر این امر اتفاق دارند که على اول من اسلم است و اول من آمن.پیامبر فرمود:یا على انت اول المؤمنین ایمانا و اول المسلمین اسلاما طبرى هم در این‏رابطه مى‏گوید او در ده سالگى به پیامبر ایمان آورد و گوى سبقت و ایمان را از دیگران ربود .ابن هشام مى‏گوید بعث النبى صلى الله علیه و آله و آله یوم الاثنین و اسلم على یوم الثلاثاء پیامبر در دوشنبه مبعوث شد و على علیه السلام در سه‏شنبه به او ایمان آورد.

خود امام در موردى بسیار به اول من آمن بودن خود تصریح کرد که یکى دو نمونه‏اش را در همین فصل خواندیم و اینک نمونه دیگر آن را بنگریم.او در سخن 131 فرمود:اللهم انى اول من اناب،و سمع و اجاب، لم یسبقنى الا رسول الله صلى الله علیه و آله و آله بالصلوة -بار خدایا من نخستین کسى هستم که به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است.هیچکس بر من به نماز پیشى نگرفت مگر رسول خدا صلى الله علیه و آله.

اسناد در این زمینه بسیارند و نخستین مسلمان بودن او مورد اتفاق فریقین است و حتى افرادى چون ابن اثیر و دیگران به آن تصریح دارند .و انگهى اهل سنت نمى‏توانند سخن على علیه السلام را در این زمینه تکذیب کنند زیرا که او را خلیفه پیامبر مى‏شناسند.

زیر سؤال بردن ایمان او

بسیارى از علماى اهل سنت ایمان آوردن او را در کودکى قبول دارند ولى تشکیک کرده‏اند که او بالغ نبوده و ایمانش درست نیست!!این دعوى به چند علت رد است.نخستین دلیل اینکه رسول خدا که سخن او حق است و فصل،اسلام او را قبول کرده.ثانیا قرآن در داستان حضرت عیسى که طفلى تازه متولد بود نقل مى‏کند که از همان سن دعوى نبوت کرد:انى عبد الله آتنى الکتاب و جعلنى نبیا و... 11) و یا درباره یحیى مى‏گوید ما در خردسالى به او حکم نبوت و کتاب دادیم:یا یحیى خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا .و این آیات ساخته شخص پیامبر نیست که وحى الهى است.مى‏دانیم که رسول الله از روى هوى و هوس سخنى نگفت و هر چه گفت وحى بود:و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى .ثالثا باید دانست فرق است‏بین

----------------------------------------------
[1] 6-ابى الحدید،شرح نهج البلاغه ج 3 ص 258

 

 

[2] 7-ج 3 تاریخ طبرى ص 1160

 

 

[3] 8-ج 1 سیره ابن هشام ص 245

 

 

[4] 9-نهج البلاغه فیض ص 814

 

 

[5] 10-کامل ج 2 ص 22

 

 

[6] 12-آیه 12 سوره مریم

 

 

[7] 13-آیه 4 سوره نجم

 

 

صفحه39

تکلیف شرعى و مسؤولیت انجام وظیفه با قبول ایمان.اگر على به سن بلوغ نرسیده است‏بدین معنى است که تکلیف و مسؤولیت‏شرعى ندارد،نه بدان معناست که هر غیر مکلفى حرف و باور او بیحساب است.

در مجلس خویشاوندان

شنیدید در سال سوم بعثت پیامبر مجلسى از خویشاوندان تشکیل داد و به حکم خداوند که فرمان و انذر عشیرتک الاقربین را صادر کرده بود ماموریت‏یافت‏به دعوت آنها بپردازد و چنین کرد:

در آن مجلس احدى دعوت او را اجابت نکرد.پیامبر فرموده بود هر که دعوت مرا براى نخستین بار بپذیرد وصى من وزیر من و جانشین من خواهد بود.و على شهادتین گفت و دعوت او را اجابت کرد. رسول خدا باز هم همان سخن را تکرار کرد و تنها على علیه السلام او را اجابت نمود.براى بار سوم پس از شنیدن اجابت و شهادتین على فرمود:

انت اخى،و وزیرى،و خلیفتى من بعدى .تو برادر منى،وزیر منى،و پس از من تو جانشین منى.و ابو لهب به مسخره به ابو طالب گفته بود تو از این پس باید تابع برادر زاده و پسرت باشى .

آرى على وزیر و برادر و خلیفه رسول شد و در آن هنگام سیزده سال بیشترنداشت و در آغاز دوران نوجوانى،و بدون در نظر گرفتن شرایط عصمت و امامت او،تنها به اتکاى دید عادى و طبیعى که درباره دیگر افراد این سنین هم مصداق دارد،در سن استدلال عقلانى و منطقى بود.این عظمت روح على را نشان مى‏دهد که در این سن به منصب وزارت پیامبر خاتم رسید.

تبعیت از پیامبر

بدین سان على لحظه‏اى به خدا شرک نورزید و از همه در اسلام مقدم شد .او با تمام وجود اسلام را پذیرا شد و با همه هستى و وجود بدان ایمان آورد و در راه تبعیت از اسلام و نگاهبانى از آن و از آورنده آن از سر و جان مایه گذارد .

زندگى او در دوران بعثت فصل جدید و ارزنده‏اى از زندگى را به روى او مى‏گشاید.دورانى است که همه هوش و گوش او متوجه اسلام است.خانه پیامبر مدرسه وحى شد و محمد صلى الله علیه و آله معلم قرآن على.و طبیعى است که از این مدرسه و آن معلم چه فارغ التحصیلى تحویل جهان وجود داده مى‏شود.

پیامبر خود مى‏فرمود فرشتگان به مدت 7 سال بر من و على درود مى‏فرستادند زیر در این مدت شهادتى (از دنیاى مردان) به توحید از زمین به آسمان بالا نمى‏رفت جز از من و از على علیه السلام صلت الملائکة على و على على سبع سنین و ذلک انه لم ترفع شهادة ان لا اله الا الله الى السماء الا منى و من على


دسته ها : پدرم علی(ع)
چهارشنبه بیست و ششم 4 1387
X